در روزهایی به سر می بریم که “دهه فجر” نام گرفته اند. روزهای سالگرد انقلاب اسلامی. به شخصه علاقه ای به نوشتن در این مورد ندارم و همیشه به توصیه ی عزیزانم، اظهار نظر در اینگونه موارد را به بعدها موکول کرده ام و می کنم!
ولی اونچه که می خوام بهش اشاره کنم در مورد سخنرانی امام خمینی در بهشت زهرا هست. ایشون در اون سخنرانی از خیلی چیزا گفتند و همچنین وعده هم به مردم دادند. در جایی سخنی به این مضمون گفتند : کسی که (محمد رضا پهلوی) نه خودش خودش را قبول دارد و نه رفقایش و نه ملت او را قبول دارند چطور می تواند بر مسند حکومت باشد؟
هر سال در سالگرد ورود امام خمینی به کشور سخنرانی ایشان از تلویزیون پخش می شود اما با سانسور قسمت مهمی از سخنانشان که تاثیر زیادی بر روی مردم داشت. آنجا که وعده می دهند همه چیز مفت و رایگان خواهد شد از جمله آب و برق و اتوبوس و ساختن خانه و به انسانیت رساندن مردم! و همین حرف نزد عوام کافی بود تا …
… و اکنون سالهاست که این سخنان سانسور می شود انگار که از اول نبوده است. و اکنون باید گفت کسی که نه خودش خودش را قبول دارد و نه رفقایش قبولش دارند و نه ……………

پ.ن. هدف این نوشته به هیچ وجه طرفداری از پهلوی ها و نفی جمهوری اسلامی نیست. لطفا به عمق مطلب توجه کنید!
اکبر اعلمی و یک جنجال تازه؛ ایندفه صدای همه در اومده!
دسامبر 2, 2007
|
|
|
|||
اعلمی در گفتگو با بخش فارسی بی بی سی گفته که علیه روزنامه ابرار دست به شکایت خواهد زد |
||||
اکبر اعلمی، نماینده جنجالی دوره های مختلف مجلس، اینار با سخنرانی خود در زنجان، شرایط سختی برای خود بوجود آورده است. صدای خیلی ها دراومده و صدای خیلی های دیگه هم درخواهد آمد. شاید این سخنرانی به یک بهانه مهم برای بعضی ها تبدیل بشه!
اگه مایلید متن کامل سخنرانی اعلمی رو بخونید (که بهترین کار ممکن برای درک واقعیت سخنان و منظور ایشون هست) اینجا رو بخونید.
متن زیر هم خلاصه خبر به تحریر bbc:
اکبر اعلمی، نماینده تبریز در مجلس شورای اسلامی انتقادهای شدیدی از دولت محمود احمدی نژاد مطرح کرده که واکنش هایی علیه او برانگیخته است.
آقای اعلمی پنجشنبه شب گذشته (29 نوامبر) طی سخنرانی در جمع اصلاح طلبان شهر زنجان گفته که ایران اصلاً در شرایط خوبی قرار ندارد، سیاست های محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور باعث منزوی شدن ایران و اجماع جهانی علیه این کشور شده است و اگر مجلس قدرتمند بود رأی به عدم کفایت رئیس جمهور صادر می کرد.
به گفته اکبر اعلمی، وزیران دولت احمدی نژاد به هیچوجه به تنهایی تصمیمگیر نیستند و “دولت احمدی نژاد یعنی احمدی نژاد”.
آقای اعلمی که به جناح اقلیت اصلاح طلب مجلس تعلق دارد در انتقاد از عملکرد نمایندگان مجلس که اغلب آنان به جناح اصولگرا تعلق دارند گفته: “امروز ما به عنوان نمایندگان مردم نمی دانیم که ده ها میلیارد تومان از صندوق ذخیره ارزی به کجا رفته است”.
گفتگو با اکبر اعلمی نماینده تبریز در مجلس
اظهارات این نماینده مجلس واکنش معاون حقوقی و امور مجلس رئیس جمهور را برانگیخته که در مصاحبه ای با خبرگزاری جمهوری اسلامی، انتقادهای آقای اعلمی را در راستای جلب آرا برای انتخابات آتی مجلس ارزیابی کرده و گفته: “بی شک این گونه اظهارنظرهای سست، سطحی و عوامانه نه تنها هیچ منفعتی برای جلب آرای مردم در انتخابات نخواهد داشت، بلکه باعث انزجار و دوری ملت از چنین اشخاصی خواهد شد”.
سیداحمد موسوی، معاون امور مجلس رئیس جمهور ایران، سخنان انتقادآمیز نماینده تبریز را ناشی از “حقد و کینه و عداوت” و عصبانی بودن وی از رد صلاحیتش برای نامزدی در انتخابات دو سال پیش ریاست جمهوری دانسته و به خبرگزاری جمهوری اسلامی گفته که آقای اعلمی “طی یک سال و نیم گذشته همواره به انحای مختلف سعی در مخدوش جلوه دادن تلاش ها و زحمات و دستاوردهای دولت نهم و رئیس جمهور داشته و هر از چندگاهی با طرح مطالب غیر واقع اذهان عمومی را مشوش می کند”.
|
|
|
بخشی از سخنان انتقادآمیز اکبر اعلمی که بیشترین اعتراض ها را علیه وی برانگیخته، جایی است که می گوید: “امام حسین هم فردا بیاید اینجا کابینه تشکیل بدهد، براساس معیارهایی که خودم دارم و به تشخیص خودم، چون قسم خورده ام که از حقوق ملت و از منابع ملی دفاع کنم، مقلدوار عمل نمی کنم، اگر به این نتیجه رسیدم که کابینه امام حسین از آن معیارهایی که من در نظر دارم و در قانون اساسی آمده عدول کرده، کابینه امام حسین را می کشم می آورم مجلس.”
معاون حقوقی و امور مجلس رئیس جمهور در واکنش به این بخش از اظهارات نماینده تبریز گفته: “معنای مطلب ایشان این است که تشخیص من دقیقتر و صحیحتر از تشخیص امام معصوم است … کسی که نخواهد از امام معصوم مقلدوار تبعیت کند، چگونه می خواهد التزام به امام غیرمعصوم و تبعیت از او داشته باشد، اصل بی بدیل ولایت فقیه در قانون اساسی چه می شود”؟
وی در مورد آن بخش از اظهارات اکبر اعلمی که خواهان صدور رأی عدم کفایت سیاسی در مورد محمود احمدی نژاد شده گفته: “طبیعتاً از کسی که نمی خواهد از امام معصوم مقلدوار تبعیت کند جز این هم نباید توقع داشت”.
روزنامه کیهان که معمولاً بیان تندی علیه اصلاح طلبان در ایران دارد، سخنان اکبر اعلمی را “اهانت به باورهای دینی توده های میلیونی مردم مسلمان ایران و جهان” خوانده و از او خواسته که توبه کند، هرچند به نوشته این روزنامه، آقای اعلمی حتی اگر توبه هم کند، صلاحیت اینکه به نمایندگی مجلس ادامه بدهد ندارد.
ابرار، دیگر روزنامه منسوب به جناح محافظه کار در ایران نیز طی مقاله ای حملات لفظی شدیدی به اکبر اعلمی کرده و هشدار داده که اگر وی فوراً مجازات نشود، “غلیان احساسات لطیف مردم و تبدیل آن به مجازات شخصى با چنین فردى را هیچکس نمى تواند مهار کند”.
آقای اعلمی در گفتگو با بخش فارسی بی بی سی گفته که علیه روزنامه ابرار دست به شکایت خواهد زد.
اکبر اعلمی در سخنرانی خود در زنجان گفته که در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی نیز از دولت او انتقادهای شدید می کرده که صدا و سیما چند بار این انتقادات را پخش کرده ولی بارها از دولت محمود احمدی نژاد انتقاد کرده که صدا و سیما هیچکدام از آنها را پخش نکرده است.
درّی: ازدواج موقت در کنترل ایدز مؤثر است
دسامبر 2, 2007
|
|
|
|||
یکی از آخرین آمار رسمی ارائه شده، شمار مبتلایان به ایدز در ایرانرا نزدیک به شانزده هزار نفر اعلام کرده است |
||||
شنبه اول دسامبر (دهم آذر ماه) همزمان با روز جهانی ایدز، همایشی نیز به همین نام در تهران برگزار شد.
در این مراسم، قربانعلی دری نجف آبادی، دادستان کل جمهوری اسلامی ایران، ازدواج موقت را یکی از راهکارهای مؤثر برای کنترل بیماری ایدز خواند.
به گزارش خبرگزاری دولتی ایران، ایرنا، آقای دری نجف آبادی دیدگاه کشورش را در زمینه مبارزه با ایدز ‘متعهدانه و حکیمانه’ خواند و گفت: “در این موضوع [ایدز] گاهی اوقات ازدواج و قرادادهای موقت مطرح میشود كه متاسفانه برخی آن را به گونهای ديگر تعبير میكنند.”
سرگذشت یک کودک قربانی فحشا
نوامبر 30, 2007
این موضوع رو حتما بخونید. گوشه ی کوچیکی از بدبختی های جامعه ی ایرانی رو نشون می ده.
من عینا از بی بی سی کپی کردم. لطفا تا آخرش بخونید و نظرتونو بگید…
لیلا در 9 سالگی به عالم فحشا فروخته شد و در 18 سالگی توسط یک قاضی ایرانی به مرگ محکوم شد اما به دست گروهی از فعالان ایرانی حقوق بشر نجات یافت.
| لیلا بی سواد بود اما حالا دارد خواندن می آموزد |
“9 سالم بود که مادرم شروع کرد به فروختنم. نمی فهمیدم چه اتفاقی می افتد.”
لیلا اکنون یک زن جوان 22 ساله است. او دو سال گذشته را در خانه امید مهر، از مراکز غیردولتی نگاهداری زنان درمانده جوان در تهران گذرانده است.
“مادرم می گفت: ‘برویم چیزی بخریم، مثل شکلات.’ قصد داشت گولم بزند. خیلی بچه بودم. او مرا به جاهایی می برد.”
حرف زدن درباره گذشته هنوز برای لیلا سخت است. اما معلوم است که “جاهایی” که از آنها حرف می زند همان جاهایی است که در ازای پول فروخته شد و مورد تجاوز قرار گرفت.
لیلا به منبع درآمد اصلی خانواده ای پنج نفره بدل شد.
وکیلی که در نهایت زندگی لیلا را نجات داد، شادی صدر، یک چهره جنجالی در ایران است. هرچند او پیشتر در سال جاری به خاطر شرکت در یک تظاهرات حقوق بشر دستگیر شد، اما در جامعه احترام زیادی دارد و در روزنامه ها مکررا از او نقل قول می شود.
خانم صدر می گوید سرگذشت لیلا استثنایی نیست.
|
|
او می گوید: “از چشم یک پدر و مادر فقیر در ایران دختر یکی از اموال یا دارایی هایی فرض می شود که می توان مبادله کرد یا فروخت.”
خانم صدر می گوید در ایران عملا بر اساس قوانین کیفری اسلامی پدر قدرت خارق العاده ای بر فرزندان خود دارد.
“اگر پدری تصمیم بگیرد فرزند خود را به قتل برساند به مرگ محکوم نخواهد شد، بلکه تنها برای چند سال زندانی خواهد شد.”
همسر فردا
لیلا در اراک زندگی می کرد، شهر کوچکی در چهار ساعتی جنوب تهران که در زمینه جرم و جنایت و مواد مخدر بدنام است. بخش اعظم درآمد لیلا صرف خرید مواد مخدر برای خانواده اش می شد.
به گفته سازمان ملل سه چهارم ضبط مواد مخدر جهان در ایران صورت می گیرد و مقام ها اذعان می کنند که اعتیاد یک معضل جدی است.
| وکلای حقوق بشر می گویند مورد لیلا استثنا نیست |
اما در مورد فحشا چنین آماری وجود ندارد. مدیر مرکز امید مهر در تهران می گوید این مشکلی رو به گسترش است.
عشرت قلی پور می گوید: “من به خانه های زیادی در جنوب تهران سر زده ام که دختران جوان مجبور بوده اند بروند خودفروشی تا خرج اعتیاد پدرشان تامین شود.”
“همچنین در چندین مورد شاهد بوده ام که خانواده ها دختر خود را در خانه ها زنجیر می کنند تا مانع فرار آنها شوند.”
شوهر لیلا گاهی او را ظرف یک شب به 15 تا مرد می فروخت. دو ماه پس از ازدواج، پلیس به خانه آنها یورش برد و همه را دستگیر کرد.
شوهر لیلا به جرم راه انداختن یک روسپی خانه به پنج سال زندان محکوم شد.
در جریان تحقیقات جنایی، برادران لیلا اعتراف کردند که به او تجاوز کرده اند. آنها شلاق خوردند. به همین دلیل لیلا متهم به زنا با محارم شد. جرمی که مجازاتش مرگ است.
|
|
لیلا در زندان زنان به سر می برد که حکم مجازات خود را از زندانبان شنید: “می خواهم خبری به شما بدهم ولی لطفا ناراحت نشو. قرار است دارآویز شوی.”
خانم صدر می گوید: “این قضات مرد هیچ آموزشی درباره اتهامات جنسی ندیده اند. همه آنها یک نگاه مردسالارانه دارند و زن را مقصر می شناسند.”
برادر لیلا بعدا اعتراف خود را پس گرفت. خانم صدر خواستار تجدید نظر در پرونده لیلا شد و برد.
حکم اعدام
پیشتر در سال جاری خانم صدر از نازنین 19 ساله – که به خاطر کشتن مردی که قصد تجاوز به او را داشت به مرگ محکوم شده بود – دفاع کرد و باعث تبرئه او شد. امروز نازنین یک زن آزاد است.
|
|
به گفته “عفو بین الملل”، از گروه های مدافع حقوق بشر 177 نفر سال گذشته در ایران اعدام شدند، در میان آنها 4 نفر زن بودند – امسال شمار آنها به پنج افزایش یافته است. ارقام واقعی می تواند بالاتر باشد زیرا اعدام ها همیشه گزارش نمی شود.
اما خانم صدر و سایر وکلای ایرانی می گویند که فعالیت و مبارزه دائمی در زمینه حقوق بشر و جلب توجه عمومی به مساله، قضات ایرانی را نسبت به افکار عمومی حساس تر کرده است.
او می گوید: “آنقدر اعتراض یا آنقدر شکایت از طرف فعالان حقوق بشر خواهد شد که قضات تحت فشار قرار گیرند که مجازات اعدام صادر نکنند.”
امید لرزان
امروز لیلا در یک خانه آپارتمانی کوچک با یک پرستار که خرجش را خانم صدر و امید ایران می دهند زندگی می کند.
مرجانه حالتی، که در لندن زندگی می کند، موسس این مرکز بهسازی است. وی می گوید وقتی لیلا وارد مرکز شد سواد نداشت و باید اصول ابتدایی زندگی را فرا می گرفت.
| لیلا درحال بازسازی زندگی و آموختن زندگی مستقل است |
“او هیچ چیز نمی دانست. تا جایی که نمی دانست وقت عادت ماهانه باید نوار بهداشتی استفاده کند.”
امروز لیلا درحال یادگیری خواندن است و با کارهای کوچک خیاطی پول درمی آورد.
اما خانم حالتی همچنین می داند که این مرکز با کمک به دخترانی مثل لیلا – با تقویت اعتماد به نفس آنها و تشویق استقلال – بر جاده ای لغزان گام می زند.
او می گوید: “ما در ایران زندگی می کنیم و مقررات خاصی هست که باید از آنها اطاعت کنیم، اما به این معنی نیست که نتوانیم به دخترها بگوییم که فرقی با مردها ندارند. آنها هم فرد هستند و فردیت دارند.”
امروز لیلا آزاد است و نگرش ها ممکن است آرام آرام درحال عوض شدن باشند. ایران پنج سال قبل نخستین قانون حفاظت از کودکان در این کشور را تصویب کرد.
انتظار می رود در بهار آینده، لایحه تازه ای که پیشنویس آن توسط وکلای حقوق بشر تنظیم شده، به مجلس برود که هدف آن آسانتر کردن تعقیب قضایی آزاردهندگان کودکان است.
انتخابات رایانه ای ؟
نوامبر 30, 2007
چند دوره ای هست که بحث برگزاری رایانه ای انتخابات در میان دولتی ها رایج شده ولی با وجود پافشاری دولت نهم بر این موضوع، هنوز شورای نگهبان مخالفت خود را اعلام می کند!
این موضوع وقتی به ذهنم رسید که توی شرکتمون ( که عضو سازمان نظام صنفی رایانه هستش) یه فکسی اومد که نوشته بود: عضو محترم، بنابر برگزاری رایانه ای انتخابات و احتمال همکاری این سازمان با وزارت محترم کشور، تعداد افرادی که در آن واحد می توانند به عنوان متصدی امور رایانه در روز انتخابات بر سر صندوق های رای در سطح استان حاضر باشند را به سازمان نظام صنفی رایانه اعلام فرمائید!
منم کنجکاو شدم که چجوری اینها قبول کردند که انتخابات اینجوری بشه؟ و اینا می خوان نفراتشونو برای روز انتخابات جمع کنند.؟ تا اون موقع هم خبری جدی در این زمینه نه شنیده و نه خوانده بودم.
اونچه که میخوام اینجا بنویسم فقط نظر خودمه و یه حدس هایی هست که زدم!
مزایای انتخابات رایانه ای متمرکز برای مردم: ( و دولت)
سرعت بالای جمع آوری رای ها و همچنین شمارش اونها؛ در واقع رایی که داده می شه همون لحظه شمرده می شه و هنگام واریز شده آخرین رای هم نتیجه ی انتخابات معلومه.
اینجوری مردم توی صف های طولانی معطل نمی شن و به کار و زندگیشون می رسن.
مردم مطمئن می شن که کسی نمی تونه از بین خودشون تقلب و دستکاری در آراء بکنه (؟)
مزایای دولتی ها:
هزینه هاشون میاد پایین و اونهمه کاغذ مصرف نمی شه. در عرض یک روز همه چی تموم می شه و لازم نیست یک هفته شمارش آرا ادامه پیدا کنه و یا مثلا تجدید شمارش بشه!
جلوی هر گونه تقلب به دست غیر خودی ها بسته می شه. یعنی از اونجایی که بر اساس شماره ملی رای گیری صورت می گیره، یک نفر نمی تونه دو یا سه بار رای بده (مگر به اذن دولتی ها)
و اما حرف اصلی :
با توجه به اینکه شرکت حداکثری مردم در هر انتخابی برای نظام واجب و حیاتی هستش از این طریق می شه خیلی از مشکلاتو حل کرد! چجوری؟ در بانک اطلاعاتی که روز انتخابات تمامی رایانه ها رو به هم وصل می کنه اطلاعات همه افراد هستش. با یک کلیک ساده می شه فهمید که چند نفر رای دادند و چند نفر ندادن و نیز می شه فهمید که چه کسایی رای دادند. اون بخش زیادی که معمولا هیچ اعتنایی به انتخابات ندارند توی این روش می تونند خیلی به درد حکومت بخورند. چون با شماره ملی اونها می شه به راحتی به نفع یا علیه کسی رای صادر کرد. بدون اینکه کسی خبر دار بشه!
تو این روش درسته که می توان تقلب های خرد رو حذف کرد ولی راه برای دستکاری های بزرگ به دست حاکمیت باز می شه و خیلی ساده می شه سرنوشت یک انتخابات رو از قبل امضا شده دونست!
به راحتی می شه آمارهای خیره کننده صادر کرد و گفت که مردم غیور و همیشه در صحنه ایران اسلامی، مثل همیشه به صحنه آمدند و با حضور حداکثری خود با آرمانهای امام و انقلاب و مقام معظم رهبری و … تجدید عهد و پیمان کردند و مشت محکمی بر دهان استکبار و ….
خلاصه: من ایرادات اساسی بر این روش وارد می دونم که اعتماد کم من به سیستم انتخابات رو کمتر از قبل می کنه. دوست دارم در این زمینه نظرات بقیه دوستان رو هم بدونم. نظر شما چیه؟
حقه اي قديمي با شكلي جديد و جذاب!
نوامبر 27, 2007
-
اخيرا مشغول ايميل بازي با يك نفر بودم!. تو ايميل اولش اينجوري خودشو معرفي كرده بود: پسري 19 ساله از ساحل عاج كه پدرش رو دو سال پيش از دست داده. مادرشو هم تو سال 1996 از دست داده بود. مي گفت كه پدرش تاجر بزرگ كاكائو بوده و شريك هاي خارجيش پدرشو در يك گردش بيرون شهر مسموم كردند. پدرش توي بيمارستان پسره رو صدا مي زنه بالاسرش و مي گه در بانك محلشون يك پول گنده داره و به اسم پسرش زده. ولي بايد اون پولو ببره خارج از كشور. چون اگه توي كشور خودشون باشه ممكنه شريك هاش به سراغ پسره هم بيان و اونو بكشند.
-
داستان جالبيه. ترفندهاشون حرف نداره. نوشته بود كه ايميل شما و خيلي هاي ديگه رو از يك سايت بين المللي برداشتم. بر روي ايميل ها استخاره كردم و از خدا خواستم كه يك نفر مطمئن و خداترسو برام معرفي كنه و از بين اون همه ايميل من انتخاب شدممممم
-
و حالا اين وظيفه بر دوش من بود تا به اين يتيم ظاهرا مسلمان و ثروتمند كمك كنم. از من شماره حساب مي خواست تا پولشو بريزه به حسابم و بعدش من كمكش كنم بياد ايران و به تحصيلاتش ادامه بده و يك زندگي جديد رو اينجا شروع كنه. در ضمن من بايد نگهبان پولش بودم و با اون بيزينس راه مي انداختم.
-
تا اينجا هيچ مشكلي نيست.! طرف ضمانت مي خواد كه من وقتي پولو گرفتم زير قولهام نزنم و فرار نكنم. منم گفتم ضمانت من همون خدا و اعتقادت هست كه استخاره كردي و اسم من از بين اون همه ايميل دراومده.
-
اينم حل شد. آقا شماره تلفن خونه و موبايل و كارت شناسايي خواست. بازم حل شد. حالا فرداش اومده زنگ مي زنه. از كجا؟ از ساحل عاج. از كجا؟ از آلمان!! are you babak? I am Ahmed Hassan …….Allah Bless you and your Family!
-
فرداش از آلمان زنگ مي زنند كه من نماينده ي بانكم و در مورد ترانسفر پول احمد حسن زنگ مي زنم. با ترجمه ي ناقص و ناشيانه اي كه پيش خودم مي كنم مي فهمم كه اين آقا هم مثل همه ي موارد مشابه هزينه ترانسفر مي خواد! كه اول من بايد بريزم به حسابشون تا اونا پول احمد رو بريزند به حساب من! از اين به بعد ديگه داستان خيلي كهنه و قديمي شد.
-
فرداش به جناب احمد حسن مي گم كه I will not pay any cents for Transfer and insurrance
-
و ديگه داستان نامه فرستادن ها و زنگ زدن ها تموم مي شه.
اينو نوشتم كه مواظب باشيد. چون ما ايراني ها و شرقي ها خيلي زود باوريم. خيلي هامون منتظر يك فرشته ي نجاتيم تا بياد و ما رو از اعماق زمين تا اوج آسمونها ببره. خيلي از ايراني ها توي اين مدت باورشون شده و خواستن كه ثواب كمك به اين يتيم بچه و داستانهاي مشابهش رو نصيب خودشون كنند. از جمله آقاي Mohammad Ahmad Naeini . و …. دامنه ي ايميل هاي اينچنيني توي اين مدت و همه از كشور ساحل عاج! تا حدي بوده كه همه همكلاسي هام دريافت كردند. توي ايميل ياهو اكثرا به قسمت bulk يا اسپم مي رند ولي توي جي ميل و بقيه توي اينباكس هستند.
شروط ضمن عقد را فراموش نکنيد
سپتامبر 25, 2007
مريم حسين خواه
ازدواج يک قرارداد است که حقوق و تکاليفي را بر دوش مرد و زن قرار مي دهد، اما رسوم حاکم بر جامعه باعث شده ما کمتر به اين مساله توجه کنيم. همه اوايل ازدواج توجه شان به حاشيه هاي ازدواج است؛ خواستگاري و مراسم عروسي، جهيزيه و… هيچ کس توجه نمي کند که پاي يک قرارداد و عقد را دارند امضا مي کنند و بايد ببينند اين قرارداد چه تعهداتي را بر دوش شان مي گذارد.
متاسفانه در کشور ما بيشتر مردم عادت دارند نخوانده پاي قراردادها را امضا کنند، اين مساله در ازدواج بيشتر هم اتفاق مي افتد و بيشتر اوقات دختر و پسري که مي روند براي ازدواج همان موقع که سند ازدواج شان مي خواهد امضا شود سند نکاحيه را که شرايط در آن نوشته شده براي اولين بار مي بينند و امضا مي کنند و آن موقع هم زياد از مفاد سند ازدواج سر درنمي آورند، چون از طرفي اصطلاحات فني و حقوقي است و از طرف ديگر آن موقع دو طرف در حال و هواي ديگري هستند و هر دو طرف مقابل را فرشته مي بينند و اصلاً فکر اين را نمي کنند که ممکن است اتفاقي بيفتد و همين جوري بندها را پشت سر هم امضا مي کنند. برخي نيز که آگاه به موضوع هستند هم (که معمولاً اين آگاهي از طرف مردها است) افرادي اند که يک تجربه ازدواجي داشته اند يا اينکه در خانواده شان به خاطر اين بندها مشکلي پيش آمده و حالا حواس شان هست که امضا نکنند يا بکنند. ولي عموماً همه زير اين بندها را امضا مي کنند و وقتي مشکلات کم کم خودشان را نشان مي دهند تازه آن موقع است که مي فهمند با ازدواج يکسري مسووليت هايي در قبال هم داشته اند و قانونگذار اينها را به آنها تکليف کرده است، حالا چه عادلانه و چه غيرعادلانه. اين اختيارات وسيع آقايان و حقوق کم خانم ها، هرچه هست قانونگذار اينها را قرار داده و طرفي هم که اينها به نفعش هست به بهترين وجه از آن استفاده مي کند. عقد ازدواج از جمله عقدهاي معين و لازم در قانون مدني است و به خاطر اينکه اين عقد ارتباط با خانواده و تولد فرزند دارد قانونگذار حمايت هاي خاص و شرايط خاصي را براي طرفينش قرار داده است. در اين عقد لازم معين، ايجاب کننده زن است، يعني زن اعلام مي کند که من مي خواهم ازدواج کنم و مرد قبول کننده است ولي در جامعه ما چون مردها معمولاً به خواستگاري مي روند فکر مي کنيم که ايجاب کننده مرد است.
بر اساس قوانين مدني ايران اين حقوق و تکاليف به صورت برابر بين زن و شوهر تقسيم نمي شود و در واقع زن به موجب عقد ازدواج بسياري از حقوق مدني و معنوي خود همچون حق سفر، اشتغال، انتخاب مسکن، ولايت بر فرزندان و جدايي از همسر را از دست مي دهد و در قبال آن حقوق مادي همچون مهريه و نفقه را به دست مي آورد که در بسياري از موارد دستيابي به اين حقوق مادي هم با مشکل همراه است، براي رفع اين نابرابري و براي اينکه يک تعادلي بين اين حقوق و تکاليف برقرار شود مي توانيم از شروط ضمن عقد استفاده کنيم، يعني زن و شوهر يک سري مسائل مورد توافق خودشان را که قانون در مورد آنها ساکت است يا نظر قانون در آن زمينه مورد پذيرش آنها نيست ولي مطابق خود قانون توافق خلاف آن هم ممکن است، در سند ازدواج به عنوان شروط ضمن عقد ثبت کنند. با همه اينها شروط ضمن عقد اما هنوز در جامعه ما رايج نشده اند و حتي بسياري از افراد تحصيلکرده هم از آن استفاده نمي کنند چون متاسفانه اولاً همه جامعه از اين شروط آگاه نيستند و نمي دانند که چنين شروطي را مي توانند بگذارند، دوماً هم اينکه وقتي ما مي گوييم از اين شروط استفاده کنيد بسياري مي گويند ما اول زندگي بياييم و شرط بگذاريم، اصلاً زندگي که با شرط و شروط باشد بهتر است که شروع نشود. در حالي که همين افراد اگر بروند عقدنامه را بخوانند مي بينند هر 12 موردي که زن و مرد براي عقد پايش را امضا مي کنند شروطي است که مرد به زن وکالت مي دهد با اثبات آن شرايط براي طلاق وکالت داشته باشد، يعني ما آن 12 مورد را براي ازدواج امضا نمي کنيم براي طلاق امضا مي کنيم. پس ما اين همه شرط و شروط مي گذاريم چه فرقي مي کند که چند بند ديگر هم اضافه کنيم؟ اين شروط که شامل حق مسکن، کار، تحصيل، طلاق، تقسيم دارايي هاي مشترک در هنگام جدايي و حضانت فرزندان است بايد در هنگام عقد نکاح در دفترخانه ثبت اسناد رسمي در قباله ازدواج ثبت شود.
اين شروط بايد با عبارات حقوقي معيني در عقدنامه نوشته شود و در صورت ذکر نشدن برخي عبارات خاص حقوقي از حيث اعتبار خارج است و نمي توان به آنها استناد کرد.
1- زوج به زوجه وکالت بلاعزل با حق توکيل به غير مي دهد تا زوجه در هر زماني که بخواهد از جانب زوج اقدام به متارکه کرده و از قيد زوجيت خود را رها کند، به هر طريق اعم از اخذ يا بذل مهريه.
2- زوجه اجازه دارد از هم اکنون هرگاه خواست به خارج از کشور برود و نياز به اجازه مجدد زوج ندارد، چه براي اخذ يا تمديد يا تجديد گذرنامه و اين اجازه دائمي است.
3- زوجه حق ادامه تحصيل تا هر مرحله يي که لازم بداند و در هر مکان و محلي که ايجاب کند مخير است.
4- زوج، زوجه را در انتخاب هر شغلي که مايل باشد و هر کجا که بتواند کار کند، مخير مي کند و اجازه مي دهد که مشغول به کار شود.
5- زوج و زوجه متعهد مي شوند هنگام جدايي اعم از اينکه متارکه به درخواست مرد باشد يا به درخواست زن کليه دارايي که بعد از ازدواج دائم زوجين به دست مي آورند بين آنها به مناصفه تقسيم شود.
6- حق انتخاب مسکن و تعيين شهر يا محلي که زندگي مشترک در آنجا ادامه پيدا کند با زوجه خواهد بود.
7- اگر در آينده زوجين داراي فرزند شدند و طلاق اتفاق افتاد حضانت فرزندان به عهده زوجه باشد و در صورت خروج از کشور نيازي به اذن پدر ندارند.
با همه اينها بايد به ياد داشته باشيم که شروط ضمن عقد تنها يک راهکار موقت است براي مشکل نابرابري حقوقي که زن و مرد با ازدواج به آن دچار مي شوند؛ راهکار موقتي که تا بازنگري و اصلاح قوانين خانواده مي تواند کفه ترازوي ازدواج را براي زن و مرد برابر کند.
پ.ن: قبلا هبچ اعتفادي به اين موضوع نداشتم. ولي با خوندن اين مقاله قانع شدم.
الفبای وبلاگ نویسی من !
سپتامبر 15, 2007
از وقتی به ورد پرس اومدم، تا کنون به هیچ بازی وبلاگی دعوت نشده بودم و خیلی هم آشنا نبودم. ولی هفته ی پیش دوستان عزیزم حسین(مجزاتگر) و پس فردا منو به نوشتن پنج تجربه یا اصول وبلاگ نویسی دعوت کردند که من هم قبول کردم و با اینکه فکر می کنم وبلاگ نویس موفقی نبوده ام! مطالبی رو می نویسم که سعی می کنم تکراری نباشه.
پیش نکته: در ابتدا خودم و همه ی شما عزیزان را به تقوای الهی و بعدا استفاده و لذت بردن از فضای وبلاگ نویسی وردپرس دعوت می کنم.
-
نکته ی اول: الف) درباره ی موضوعاتی در وبلاگتان بنویسید که برایتان اهمیت دارند. هیچ وقت صرفا به خاطر اینکه وبلاگتان به روز باشد و برای فرار از بی مطلبی به سراغ مطالبی که دلخواهتان نیست، نروید. هر اونچه دلتان خواست بنویسید ولی اصول اساسی وبلاگتان را فراموش نکنید. اینجوری باعث می شه که وبلاگتون همیشه پیش شما “مهم” و ارزش “وقت گذاشتن” رو داشته باشه.چون مطالب وبلاگتون از علایق شماست.
-
نکته ی اول: ب) سعی کنید خود و علایقتونو بشناسید و برای همیشه در یک آدرس بنویسید. البته طبیعیه که علایق هر کسی با گذشت زمان عوض شه و یا تغییر پیدا کنه ولی مطمئناً اون کسی موفق تره که تناقضات بین علایق قبلی و فعلی اش در کمترین حد ممکن باشد. مثال بارز در این زمینه خود من هستم. که چندین وبلاگ متفاوت از نظر محتوا در چندین سرویس دهنده داشتم! و به همین خاطر هم از عملکرد خودم راضی نیستم و هیچ گاه نتوانسته ام احساس موفقیت در زمینه وبلاگ نویسی داشته باشم. البته این موضوع ربط زیادی به تعداد بازدید کننده نداره، چون بعضی وقتا، موقعیتی پیش میاد که مجبوری در اوج پربیننده ترین روزها وبلاگ رو تخته کنی و پشت سرتو هم نگاه نکنی!
-
نکته ی دوم:عقیده ها و باور های ذهنی تان را روشن و شفاف بنویسید و از آن ها دفاع کنید. اگر از نوشته های یک وبلاگ نویس دیگر خوشتان نمی آید، یا کلاً بی خیالش شوید و یا با منطق خودتان و با اصول خودتان و خیلی محترمانه جوابش را بدهید. هیچ وقت نخواهید وبلاگ نویس دیگری را اذیت کنید. چون در آن صورت بی شک او هم در صدد اذیت و ضربه زدن به شما برخواهد آمد.
-
نکته ی سوم: الف) همیشه فضای مشخصی برای آپلود فایل های مخصوص به خودتان داشته باشید تا فایل هایتان را در آنجا قرار داده و در وبلاگتان به آن لینک دهید.البته این وقتی صحیح است که مولف فایل ها خودتان باشید. در غیر این صورت برای هر لینکی باید منبع مورد استفاده آن را هم قرار دهید تا حقوق مولفش حفظ شود. در این صورت دیگران هم خود را موظف خواهند دانست که به مطالب شما لینک دهند. و به زبان ساده: دزدی نکنید تا دزدیده نشوید!
-
نکته ی سوم: ب) از سالم بودن لینک های وبلاگتان مطمئن شوید . چون در غیر این صورت بازدید کننده، دفعه ی دومی که آدرس وبلاگتان را در موتورهای سرچینگ و یا هر جای دیگری می بیند، به راحتی از رویش می گذرد!
-
نکته ی چهارم: یک نکته ی تکراری ولی خیلی مهم که دوستم حسین، اینجا گفته اند اینکه از یک فید ریدر قوی (پیشنهاد من گوگل) استفاده کنید. همیشه به جای مرور چند صد و یا چند هزار صفحه حاوی مطلب جدید (اگر جدید باشند) می توانید به سادگی از طریق فید ریدر خود از آپدیت شدن وبلاگ های دوستانتان باخبر شده و فقط مطالب جدید را مطالعه نمایید. برای وبلاگ نویس موفق بودن همیشه باید کلی مطلب خواند و از اخبار و وقایعی که در وبلاگستان در حال وقوع است مطلع بود تا بتوان عکس العمل مناسب و به موقع برایشان اتخاذ کرد. و خلاصه اینکه: بخوانید تا خوانده شوید!
-
نکته ی پنجم: و پنجم اینکه برای همه و همه احترام قایل شوید و در نوشته هایتان به هیچ گروه، قوم، مذهب و نژادی توهین و بدگویی نکنید و اجازه ی توهین به اینها را در کامنت هایتان را هم ندهید. بعضی ها می گویند که من اجازه ی توهین به هیچ کسی رو در وبلاگم نمی دم ولی در عمل خودشان یک توهین کننده ی بزرگ هستند (؟!) شما از این گروه نباشید. هر گروهی برای خود حقوقی دارد و هیچ کسی حق تجاوز به حقوق دیگران را ندارد. دنیای اینترنت دنیای آزادی بیان فکر و عقیده است. ظرفیت خودتان را برای آزاد بودن به عنوان یک “انسان” به نمایش بگذارید. اگر از جناح مقابلتان دل خوشی ندارید، اگر دگرباش جنسی نیستید، اگر از اعراب و یا هر قومی خوشتان نمی آید، اگر با مردمانی کدورتی دارید، اگر از رئیس جمهوری بدتان می آید، اگر …، هیچ گاه عقده های شخصی و یا جمعی تان را به صورت توهین در وبلاگتان منتشر نکنید. و خلاصه : احترام بگذارید یا محترم باشید.
– طراحان این طرح ، بنا را بر این گذاشته اند که در پایان از پنج وبلاگ نویس دیگر هم دعوت شود تا آنها نیز به نوبه ی خود نکته هایی از وبلاگ نویسی را در وبلاگشان منتشر کنند. ( این بازی به آنها پاس داده شود) و من هم بر اساس این رسم حسنه، پنج وبلاگ نویس را (به نیت پنج تن نویسندگانشان!) برای ادامه و تکمیل این مبحث شیرین به شرح زیر دعوت می کنم:
یک فیلطر پران از دانشگاه علم و صنعت !
سپتامبر 11, 2007
این پست فقط معرفی یک فیلطر پران در آدرس آی پی متعلق به دانشگاه علم و صنعت ( مرکز کامپیوتر) هستش که خیلی وقته فیلطر نشده !!
اینم آدرسش
( لطفا ازش استفاده خوب بشه! )
آموزش زبان انگلیسی از خبرگزاری های آمریکا و بی بی سی
سپتامبر 5, 2007
بعد از اینکه آناهیتا وبلاگ سارا رو برای آموزش زبان معرفی کرد منم بدم نیومد دو تا از سایت هایی خوبی که قسمت آموزش زبانشون خوبه رو معرفی کنم.
گزینه اول و بهترین سایتی که دیدم: قسمت آموزش زبان صدای آمریکا توی این آدرس.
Special English |
Learn American English and Much More |