1 – اول از همه می خوام یک ماجرای شنیدنی رو بنویسم. یکی از دوستان که کارش ایجاب می کنه به مناطق مختلف شهر، سرک بکشه و با هر طبقه و حرفه ای گفتگویی داشته باشه، تعریف می کرد که رفته بوده به گلزار شهدای وادی رحمت تبریز و اونجا با یک نفر که حرفه ی سنگ قبر تراشی! داشتند، همصحبت شده بود. ازش پرسیده که اوضاع کار چجوریه و از این حرفا … جوابش به نظرم خیلی جالب، خنده دار و دور از ذهن بود. جواب شنیده که از وقتی بنزین سهمیه بندی شده کار اونها هم راکد و کاسد شده !!! و از نون خوردن افتادن! و در جواب سئوال “چرا”ی دوستمون گفتند که: وقتی بنزین سهمیه بندی نبود،هر روز 10 12 نفری توی جاده ها تلف می شدند و از اینجا سر در میاوردند ولی از وقتی که بنزین اینجوری شده دیگه توی جاده ها تصادف نمی شه. مرگ و میر جاده ای هم نداریم. در نتیجه ما هم از نون خوردن افتادیم!
یا مثلا دوستمون با یک دکتر متخصص حرف زده بودند و ایشون هم از سهمیه بندی بنزین گله مند بودند که دیگه مردم از اطراف شهر (بیشتر مشتری هاشون از اطراف شهر بوده) به مطبشون نمی آیند و ایشون مجبورند بیشتر اوقات در مطبشون به تخمه شکونی مشغول باشند.
توضیح!: مرگ و میر شهر ما، فقط توی جاده ها نیست.
2 – اینجا دیگه می خوام از دست این سهمیه بندی و تبصره 13 و بنزین و بنزین فروش و … داد بکشم و …! کلافه شدم دیگه. چقدر معطلی تو خیابونها برای اومدن تاکسی و یا زبونم لال اتوبوس واحد! تو این تبریز، هر روز وضعیت بدتر از قبل می شه. کی می گه ترافیک کم شده؟ من قبل از این اوضاع درهم برهم هر لحظه اراده می کردم سوار تاکسی می شدم. اتوبوس و صندلی خالی به وفور یافت می شد! ولی حالا دیگه هیچ خبری از اون اوضاع قبلی نیست. برای یک مسیری که پیاده می شود بیست دقیقه ای رفت باید 45 دقیقه منتظر تاکسی شد! اون هم اگه پیدا بشود و منت بر سرمان بگذارند و سوار کنند و اگر دنبال دربستی نباشند. مایه دارها امتیاز تاکسی می گیرند فقط برای کارت سوختشون! شوفرهای تاکسی هم (البته نه همشون) با فروش بنزین پول راحت و بی دردسری به جیب می زنند. بنزین لیتری شده 400، 500 تومن. اون روز رفتم پیش یه نفر برای بنزین! قبلا از 300 تومن می خریدم (200 تومن به صاحب کارت و 100 تومن هم خود بنزین). آقاهه گفتش که گرون شده دیگه 300 تومن نمی صرفه! – آخه مگه بنزینو از جایی خریدی که حالا می گی گرون شده! نا انصاف! …. نه نه . می دونم تقصیر تو نیست . ما الکی افتادیم جون همدیگه. اگه خوب فکر کنیم تقصیر اون بالاییهاست. اگه اون کارتی که دست تو دادند، دست من بود، من به 800 تومن هم قانع نمی شدم!
این پسره که داره می خنده به زور می گفت که بیا دربست ببرمت. (ماشینش شخصی بود). مردمو ببینید که تا وسط خیابون جلو رفتند تا ماشینای خالی رو به زور هم که شده متوقف کنند!

اینم عکس صف بانک در یک محله ای که همیشه خلوته. وای به حال محله های دیگه! من تو صف طبقه ی دوم ناقابل یک ساعت وسی دقیقه به تخیل پردازی مشغول شدم و آخر سرش هم فرمودند که ارتباط جام قطع شده! بروید و فردا تشریف بیاورید!

این هم در داغ ترین ساعت روز و خلوت ترین وقت در این محل!

به سلامتی و خوشی و مبارکی هم که دولت خدمتگذار 100 لیتر به عنوان “بنزین سفر” در جهت مهر ورزی به ملت همیشه در صحنه! اختصاص دادند. ایشالله به موبارکی استفاده کنیم. سفر بریم، خوشی کنیم و فکر دنیا و اتفاقات عجیب غریبشو نکنیم!
فقط من در عجبم که چه خواهد شد!! با این وضع ترافیک که هر روز بدتر می شه و مدارس و دانشگاه ها هم که باز می شند و کفگیر بنزین هم به تَهِ کارت می خوره! چه بر سرمان خواهد آمد.؟! یک چیزی هم شنیدم و اون اینکه دولت بسیار محترم و مهر ورز و عدالت محور! قصد دارند هر از گاهی ( و با نزدیک تر شدن به زمان انتخابات ایشالا بیشتر گاهی!) کارت های بنزینو شارژ نمایند و به عنوان کادو از طرف جیب مبارکشان! به ملت غیور ببخشند. آخه دیگه بحث شرکت “حداکثری” در انتخابات باید شروع بشه. از این به بعد هم تا انتخابات، کشورهای” دشمن” هر روز به ملت عزیز، اهانت خواهند نمود و ما وظیفه ی شرعی و ملی بر دوش داریم تا در مقابل دشمنان “قسم خورده ی انقلاب و ملت”، اتحاد و همبستگی اسلامی خود را حفظ نماییم تا بلکه خدشه ای به ”آرمان” وارد نیاید. وگرنه کارت دعوتی به مضمون “دعوت” اجباری برای حضور در مهمانی اوین! در جهت جلوگیری از “اقدام علیه …” دَرِ خانه ی تان را خواهد زد.
3- این پستم خیلی چرت و پرت بود. ولی نمی تونم نزارم. چون یه ساعت نشستم تایپش کردم!