آوریل 3, 2008
مارس 16, 2008
مارس 3, 2008
علی دایی مربی تیم ملی ایران شد

علی دایی آمد !
تبریک به همه دوستداران علی دایی
و آرزوی موفقیت برای ایشان در تیم ملی
فوریه 2, 2008
در باب سخنرانی امام خمینی در بهشت زهرا + دانلود کامل فایل صوتی
در روزهایی به سر می بریم که “دهه فجر” نام گرفته اند. روزهای سالگرد انقلاب اسلامی. به شخصه علاقه ای به نوشتن در این مورد ندارم و همیشه به توصیه ی عزیزانم، اظهار نظر در اینگونه موارد را به بعدها موکول کرده ام و می کنم!
ولی اونچه که می خوام بهش اشاره کنم در مورد سخنرانی امام خمینی در بهشت زهرا هست. ایشون در اون سخنرانی از خیلی چیزا گفتند و همچنین وعده هم به مردم دادند. در جایی سخنی به این مضمون گفتند : کسی که (محمد رضا پهلوی) نه خودش خودش را قبول دارد و نه رفقایش و نه ملت او را قبول دارند چطور می تواند بر مسند حکومت باشد؟
هر سال در سالگرد ورود امام خمینی به کشور سخنرانی ایشان از تلویزیون پخش می شود اما با سانسور قسمت مهمی از سخنانشان که تاثیر زیادی بر روی مردم داشت. آنجا که وعده می دهند همه چیز مفت و رایگان خواهد شد از جمله آب و برق و اتوبوس و ساختن خانه و به انسانیت رساندن مردم! و همین حرف نزد عوام کافی بود تا …
… و اکنون سالهاست که این سخنان سانسور می شود انگار که از اول نبوده است. و اکنون باید گفت کسی که نه خودش خودش را قبول دارد و نه رفقایش قبولش دارند و نه ……………

پ.ن. هدف این نوشته به هیچ وجه طرفداری از پهلوی ها و نفی جمهوری اسلامی نیست. لطفا به عمق مطلب توجه کنید!
ژانویه 29, 2008
(…و این بار سینما !) بهترین لباس های تاریخ سینما
پیراهن سبز رنگ کایرا نایتلی در فیلم تاوان(Atonement)، به عنوان بهترین لباس سینمایی در طول تاریخ سینما انتخاب شد.

طبق نظرسنجی که توسط مجله «اين استايل» انجام شد، این پیراهن ابریشمی سبز رنگ در صدر لیست بهترین لباس های سینمایی قرار گرفت و بر پیراهن سفید رنگ مارلين مونرو(Marilyn Monroe) در فیلم خارش هفت ساله(The Seven Year Itch) و پیراهن مشکی آدری هیپبرن در فیلم صبحانه در تیفانی (Breakfast At Tiffany) پیشی گرفت.
پیراهن فیلم سینمایی« صبحانه در تیفانی» به مبلغ صد و نود و دوهزار دلار فروخته شد
شلوار چرمی تنگ اولیویانیوتن(Olivia Newton) در فیلم گریس(Grease)، پیراهن بلند آبی رنگ کیت وینسلت در فیلم تایتانیک، و جلیقه و کراوات دیان کیتون(Diane Keaton) در فیلم آنی هال (Annie Hall) به ترتیب در جایگاه های بعدی قرار گرفتند.
لباس نیکول کیدمن در فیلم مولن روژ (Moulin Rouge)، لباس و کلاه لبه دار لیزا مینلی( Liza Minnelli) در فیلم کاباره(Cabaret)، پیراهن بلند کیت بلانچت در فیلم اليزابت : دوران طلايي ( Elizabeth : The Golden Age) و پیراهن های مجلل ویوین لی(Vivien Leigh) در فیلم برباد رفته، این لیست ده نفره را کامل کرده است.
سایت دوخت
پ.ن ضروری: دلایلم برای ارسال این پست:
1- از سینما چیزی سر در نمیارم!
2- نشون بدم که این وبلاگ بی صاحب نشده هنوز!
3- نوشته های خودمو که کسی نمی خونه حداقل این جور پستها یه خواننده ای پیدا می کنند!
4- از همه مهمتر اینکه تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب نشه. آخه به من و تو چه که توی سنندج یه دانشجو توی زندان کشته می شه! یا به من و تو چه که قراره به کی رای بدی! ما هم مثل همه حرف گوش کن باشیم و بریم وظیفه ی ملی و شرعی خودمونو انجام بدیم و به هر کی که گفتند رای بدیم. کاری به کار خدا نداشته باشیم. هر کی خدا بخواد همونجوری می شه.
آخه اصلا به من چه؟
ژانویه 20, 2008
مجموعه عكس هاي جالب دكتر حاج محمود احمدي نژاد ؛ رئيس جمهوري منتخب و مردمي
در اينجا 28 تا از عكس هاي قديم و جديد آقاي احمدي نژاد رو مي زارم كه براي ديدن همه عكس ها بايد ادامه مطلب رو كليك كنيد.

ژانویه 9, 2008
همچنان تعطیلی!
با این که توی تبریز هیچ گونه آثار برفی مشاهده نمی شود ولی این هفته شهر در تعطیلی به سر می برد. دوشنبه و چهارشنبه و پنج شنبه همه مدارس و دانشگاه ها و بیشتر اداره ها تعطیل بودند که اینها به تصمیم استانداری بوده است. من تنها دلیلی که توانستم برای این همه تعطیلی بیابم کمبود گاز و افت فشار در اکثر مناطق استان بود که آقایونو مجبور کرده برای اینکه مردم توی خونه ها گاز داشته باشند و صداشون درنیاد همش تعطیلی اعلام می کنند! اکثر کارخانه ها و کارگاه های کوچیک و بزرگ و استخرها گازشون قطع شده!
فکر میکردم اگه آقای دکتر احمدی نژاد اگه الان رئیس جمهور نبودند و موعد تبلیغات انتخاباتیشون بود چی می گفتند؟ ما دومین منابع گازی جهانو داریم. گازمونو صادر می کنیم. به ترکیه به ارمنستان و خیلی هم مصمم هستیم به هند و پاکستان هم گاز بدیم! ولی مملکت باید در تعطیلی باقی بمونه تا گاز مصرف نشه که قطعی و افت فشار گاز نداشته باشیم!؟
نمی دونم دکتر الان چه توجیهی دارند؟
913 ميليارد تومان هزينه برای هر روز تعطيل
چاره فقط تعطیل کردنه؟
————————————
سگ های ولگرد جان دختر دانشجو را گرفتند
————————————
کمبود و گرانی نان در ساری (وخیلی جاهای دیگه!)
دسامبر 3, 2007
تشریح انواع و اقسام بیکاری (میزاح!)
بیکاری انواع مختلفی دارد که در ذیل به توضیح و معرفی مواردی می پردازیم!
(منبع: گروه ترانه ها)
بیکار ورزشی:
پیگیر آخرین اخبار مربوط به نقل و انتقال بازیکنان
پرکردن انواع برگه های پیش بینی نتایج بازیهاي بوندسلیگا، کالچیو، لالیگا، ليگ برتر و…
حضور در استادیوم برای تماشای تمرین تیم استیل آذین
بیکار مناسبتی
حضور در انواع مجالس ختم اعم از موارد مربوط یا نامربوط
حضور در انواع مجالس شادی و کمک به پذیرایی
حضور در انواع مجالس سخنرانی و یادداشت برداری از گفته های سخنران
بیکار مشاورهای
ارائه آخرین جملات قصار، ضرب المثل و اس ام اس راجع به بی وفایی دخترها و لزوم عدم اعتماد به زنها
تشریح ادله مختلف راجع به فواید مجردی
بيان جملات قصار راجع به مرام و معرفت و گلايه از زخم نارفيق
بیکار سیاسی
مطلع از جزئيات خبرهای مربوط به جدایی سارکوزی و همسرش
مطلع از زندگي نامه و اسامي تك تك نامزدهاي چگوارا
بيكار عشقي
گرفتن فال حافظ با اين نيت كه آيابه فرد مورد نظر مي رسم يا نه؟!
نوشتن اشعارعاشقانه با خودكار بيك و پر رنگ كردن كلمات كليدي. (گاهي با گرفتن 2 خودكار موازي در دست و با حس خود- ميرعماد بيني همراه مي شود.)
جمع آوري و جداكردن عكسهايي مشابه با معشوق خيالي از روزنامه ها و سايتها و نوشتن اشعار عاشقانه با غلطهاي فاحش املايي در زير هر عكس
هک کردن درخت از طریق حک کردن نام معشوق خیالی بر روی تنه درخت
بیکار محاسباتی
تلاش در جهت محاسبه عدد پی تا آخرین اعشار
تلاش در جهت محاسبه و شمارش پول دريافتي ازدستگاه خودپرداز و كسب اطمينان از اينكه دستگاه، هزارتومن از پولش را نخورده باشد
بيكار وبلاگی
سرزدن به انواع و اقسام وبلاگها و چك كردن اسامي كامنت گذاران هر وبلاگ
ارسال پیام خصوصی برای خود!
سر زدن ثانيه اي به وبگذربراي شمارش بازديدهاي جديد
بیکار دانشگاهی
حضور در بوفه در تمام ساعات اداری و غیر اداری
کنجکاوی در کتابخانه برای اینکه ببیند هر کتاب قبلا توسط چه کسانی امانت گرفته شده است
سر زدن به تمام اتاقهای خوابگاه و درد دل و صرف چای و شام مفتی با همه خوابگاهیها
بيكار اس ام اسی
ارسال اس ام اس به برنامه سينما گلخانه و ازتو مي پرسند
طراحي و ترسيم پيامهاي تصويري با استفاده از علائم موجود در اس ام اس
دسامبر 2, 2007
زلزله های تبریز و مردم وحشت زده
زلزله های ساعت های 21.52 و 22.15 روز شنبه 10 آذر و 6.23 بامداد 11 آذر و 13.30 ظهر همین روز، مردم تبریز رو وحشت زده و هراسان کرده. دیشب خیلی از مردم، خواب به چشمانشان نیامده و ساعت 13.30 دقیقه امروز 11 آذر هم زلزله دیگری (4.4 ریشتر) (آخری تا بحال) اتفاق افتاد که در پی اون کلاس های درس اکثر دانشگاه ها و مدارس تعطیل شد.
با این حال امروز خبر جالبی منتشر شد و آن این است:
انفجارهای تبریز مربوط به پروژه راهسازی بوده است |
|
تبریز – خبرگزاری مهر: معاون سیاسی امنیتی فرمانداری تبریز صدای انفجارهای صبح امروز تبریز را مربوط به پروژه راهسازی دانست. |
|
عبدالاحد بهارلو در گفتگو با مهر گفت: به دنبال وقوع چندین انفجار شدید در شمال شرق تبریز هیئتی ویژه از فرمانداری تبریز به منطقه اعزام شده و پس از بررسی مشخص شد، صداهای یاد شده مربوط به عملیات راهسازی بوده است.با اینکه حتی شدت زلزله ها هم به صراحت اعلام شده ولی این اظهارنظر خیلی جالب و خنده دار به نظر می رسد.
|
اینها هم گفته های مردم کوچه و بازار:(خیلی جالبه!)
- مردم همه به خیابانها ریختن و همه مضطرب هستناز خیابون صدای بوق ماشینها شنیده میشه همه از هم می پرسن چی شده؟
بیشتر مردم می گن زلزله نیست بعضی هام میگن شاید آمریکا حمله کرده و دولت نمی خواد به مردم بگه!!!!!؟؟؟؟؟؟
بعضی ها میگن دولت داره بمب آزمایش می کنه
نمی دونم چه خبره ولی همه ترسیدن حتی مردای گنده دارن می لرزن بعضی هام می خندن و عین خیالشون نیس
از دیروز بیشتر مردم مثل ما تو قوطی آذوقه و کمک های اولیه گذاشتن بیرون خونه ها
مدرسه ها امروز صبح تعطیل بودن
- ساعت 1.38 بعد از ظهر یکشنبه 86.9.11بازم در تبریز صدای انفجار خیلی شدید اومد و بازهم زمین لرزید !!!
مردم حسابی وحشت کردن هیچ کس حتی نیروی انتظامی نمی دونه چه خبره
بعد از هر انفجار نلفن و موبایل ها قطع می شن
همه نگراننن خیلی ها الان تو کوچه هستن و من بی مخ دارم برای شما دوستان خبر می نویسم
- اونائی که به من بدهکارن بیارن بدن


- دیشب بر خانه نشسته بودم وتیخمه میشکستم که یک دفعه دیدم این تیلیفونم زنگ زد ورداشتم گفتم کیسته گفته کرد من فوجیشو رییس سازمان زلزله نگاری هستم بعدش گفته کرد یه زلزله15ریشتری تا 2دقیقه بر تبریز آمدن خواهد کرد فورا از جا بلند
شدم از یک طرف با دستم دروازه تهران که یک سر شهر میباشد وبا دست دیگرم دروازه صوفیان اون یکی
ورودی شهر را چسیبدم زلزله آمد هر چه قدر زور زد نتونست بیشتر از 5ریشتر بلرزاند زلزله بعد کمی زور زدن
رفت و دیدم استاندار شهردار با تمامی مردم شهر بر من کف میزنند گفته کردم قابل شمارو نداشت
حالا هم آمدم ببینم حال شما خوب هسته ودر سلامتی کامل به سر میبرید هوووووووپ
- دامون جان… من هم با شما کمی تا قسمتی موافقم…. نمی دونم چرا خدا فقط با مسلمون ها شوخی داره…د همین کارها رو کردین که الان باید بجای اینکه نترسیم نشستیم دعا میخونیم دیگه…من نمیگم دعا نکنید ولی انصافا چند تا مهندس عمران داریم که تو این جور مواقع بجای دعا خوندن بفکر راه چاره باشن… بله دعا خیلی خوبه… به انسان قدرت میده… اما کار که از کار بگذره خدا هم میگه: اون دعا کردنت بخوره تو سرت!!!!
خدایا اون زلزله های 7- 8 ریشتر ات رو فقط سر اون چینی های خدانشناس بفرست… ما که بنده های قشنگ توییم … همین هم از سرمون زیاده!!!… با اینکه حسابی دلمون میریزه… ولی حداقل اگه کاری هم نکنیم بالاخره یه دعایی به درگاهت میکنیم دیگه…. فقط خدا جون همین 3-4 ریشتر کافیه …. بیشترش نکنی که مهندسامون بیشتر از این کشش ساخت خونه های مقاوم رو ندارن! …
اصلا بی خیال!… بزار بشینیم زندگیمونو بکنیم …. تو هم بیکاری ها!!!!!!
- بچه ها حال کردین ویبره موبایلمو؟؟؟؟

- …
نوامبر 27, 2007
حقه اي قديمي با شكلي جديد و جذاب!
-
اخيرا مشغول ايميل بازي با يك نفر بودم!. تو ايميل اولش اينجوري خودشو معرفي كرده بود: پسري 19 ساله از ساحل عاج كه پدرش رو دو سال پيش از دست داده. مادرشو هم تو سال 1996 از دست داده بود. مي گفت كه پدرش تاجر بزرگ كاكائو بوده و شريك هاي خارجيش پدرشو در يك گردش بيرون شهر مسموم كردند. پدرش توي بيمارستان پسره رو صدا مي زنه بالاسرش و مي گه در بانك محلشون يك پول گنده داره و به اسم پسرش زده. ولي بايد اون پولو ببره خارج از كشور. چون اگه توي كشور خودشون باشه ممكنه شريك هاش به سراغ پسره هم بيان و اونو بكشند.
-
داستان جالبيه. ترفندهاشون حرف نداره. نوشته بود كه ايميل شما و خيلي هاي ديگه رو از يك سايت بين المللي برداشتم. بر روي ايميل ها استخاره كردم و از خدا خواستم كه يك نفر مطمئن و خداترسو برام معرفي كنه و از بين اون همه ايميل من انتخاب شدممممم
-
و حالا اين وظيفه بر دوش من بود تا به اين يتيم ظاهرا مسلمان و ثروتمند كمك كنم. از من شماره حساب مي خواست تا پولشو بريزه به حسابم و بعدش من كمكش كنم بياد ايران و به تحصيلاتش ادامه بده و يك زندگي جديد رو اينجا شروع كنه. در ضمن من بايد نگهبان پولش بودم و با اون بيزينس راه مي انداختم.
-
تا اينجا هيچ مشكلي نيست.! طرف ضمانت مي خواد كه من وقتي پولو گرفتم زير قولهام نزنم و فرار نكنم. منم گفتم ضمانت من همون خدا و اعتقادت هست كه استخاره كردي و اسم من از بين اون همه ايميل دراومده.
-
اينم حل شد. آقا شماره تلفن خونه و موبايل و كارت شناسايي خواست. بازم حل شد. حالا فرداش اومده زنگ مي زنه. از كجا؟ از ساحل عاج. از كجا؟ از آلمان!! are you babak? I am Ahmed Hassan …….Allah Bless you and your Family!
-
فرداش از آلمان زنگ مي زنند كه من نماينده ي بانكم و در مورد ترانسفر پول احمد حسن زنگ مي زنم. با ترجمه ي ناقص و ناشيانه اي كه پيش خودم مي كنم مي فهمم كه اين آقا هم مثل همه ي موارد مشابه هزينه ترانسفر مي خواد! كه اول من بايد بريزم به حسابشون تا اونا پول احمد رو بريزند به حساب من! از اين به بعد ديگه داستان خيلي كهنه و قديمي شد.
-
فرداش به جناب احمد حسن مي گم كه I will not pay any cents for Transfer and insurrance
-
و ديگه داستان نامه فرستادن ها و زنگ زدن ها تموم مي شه.







